تبلیغات
سربازهمت+ - باسلام و دوستان وعزیزان ماه رمضان عزیز ماه عبودیت و قبولیت برشماها مباركباد/این پست مخصوص ماه مبارك رمضان است/دعاهامخصوص این ماه/عكس و جمله ریبا وجك ها/عكسهای در این ماه گرفت گرفته شده/ مطلب ها خاطرات از جبهه وجنگ و متفرقانه/وپرسپولیسی/وهوادارن قبیله علیخانی/بهترین انتخاب من ازبرنامه ماه عسل قسمت5داستان واقعی مبین عزیزم یود/پرسپولیس سرور استقلال است/اخرش هم عید سعید فطر بارای شما هم مبارك است/یاعلی
خدایا:مرا از شر دوستانم محافظت بفرما می دونم چكونه خود را در برابر دشمنانم حفظ نمایم

باسلام و دوستان وعزیزان ماه رمضان عزیز ماه عبودیت و قبولیت برشماها مباركباد/این پست مخصوص ماه مبارك رمضان است/دعاهامخصوص این ماه/عكس و جمله ریبا وجك ها/عكسهای در این ماه گرفت گرفته شده/ مطلب ها خاطرات از جبهه وجنگ و متفرقانه/وپرسپولیسی/وهوادارن قبیله علیخانی/بهترین انتخاب من ازبرنامه ماه عسل قسمت5داستان واقعی مبین عزیزم یود/پرسپولیس سرور استقلال است/اخرش هم عید سعید فطر بارای شما هم مبارك است/یاعلی

چهارشنبه 19 تیر 1392 09:11 ق.ظ

نویسنده : موسی سلامت
http://uploadtak.com/images/p365_Movie1.swf





ز مردم دل بکن، یاد خدا کن
خدا را وقت تنهایی صدا کن
در آن حالت که اشکت می چکد گرم
غنیمت دان و ما را هم دعا کن
" دوستان بنده حقیر رو از دعای خیرتون بی نصیب نفرمائید"

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این کتیبه 14 صلوات میباشد ► ۩



نگاره: ‏"امشب" اگر یادتان بود برای دستان "پینه بسته "ای دعا کنید که به کودکانش آموخت که نان باید "حلال"باشد و تنور گرم ....‏

"امشب" اگر یادتان بود برای دستان "پینه بسته "ای دعا کنید

 که به کودکانش آموخت که نان باید "حلال"باشد و تنور گرم ....



مقام رهبری حضرت  امام خامنه ای در لباس بلوچ..










 به  امید خدا فردا روز قدس عزیز شركت خواهم  كرد..



انالله واناالیه راجعون/جوان ناكام مرحوم امبددربندی فوتبالسی فامیل مابدست شراركشته شده






یه توصیه برزگواران  پزسپولیس ازنماینده ایران حمایت كنیم من وسردار
 ورزشگاه ازادی رفتیم اما رسم معرفت نبودمارو كوری خوندن بگذاریم

https://sphotos-a-lga.xx.fbcdn.net/hphotos-prn1/44664_556896967708555_2140576689_n.jpg





درضیافت خداكنار2ناتوان عزیزحسن وحسین بودم














پـــــــــــس

ایـن دردهــایــی کــه

قــرار بـود وقـتـی بـزرگ شـدیـم یـادمـان بـرونـد

کـــــــــــــی تـمـام مـی شـونـد ؟!



به زودی شاهد همچین صحنه ای خواهیم بود ان شاالله
اللهم عجل لولیک الفرج




اللهم اشبع كل جایع..الهی امین یارب العالمین






آب

دیدی

نخوردی

بگو

" یا عباس "

علمدار




ماجرای بازداشت ۴۸ ساعته حاج همت چه بود/بقیه زیرمطلب بخونید



نیازی به ختم قرآن نیست/پشت سرامام حرف نزنید

مصاحبه باحانواده سردارشهیدباباعطاوشهیداكبرمیرمحمدی عزیزم

همرزم درعملیات مسلم ابن عفیل/ ع/سال مهرماه 1361/لطفا بقیه آحراین ادرس بخوانید

http://defapress.ir/Fa/News/1251


چادر مشکی تو
برایت امنیت می آورد
خیالت راحت،
گرگ ها همیشه به دنبال شنل قرمزی هستند...






تا خدا نخواد ...
در درگیری با گروه های مسلح و تروریست ها جبهه النصره ، وقتی یک تیر به قلب یکی از رزمندگان
 حزب الله درسوریه شلیک میشه ، تصور این هست که کار این بنده خدا تمومه و وقت رفتنه ، اما ....
 سکه ده لیری که در جیب اون بوده مانع از رسیدن گلوله به قلبش میشه و زنده می مونه .
ایمان داشته باشیم تا وقتی خدا نخواد ، هیچکس هیچی اش نمیشه ، حتی اگه گلوله به سمت قلبش شلیک بشه

این داستان واقعیت شباهت بامن(عاشق همت دارد كه گلوله هنوز از جنگ .جبهه نزدیك قبلم دارم/

دیشب یه دانشگاه افطاری دعوت شدم عكس تقدیم شما









اخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ جوووووووووووووووووووووووووووونم احسانوووووو

انتخاب من ازبرنامه ماه عسل
قسمت پنجم داستان واقعی
نوجوان 12 ساله مبین عزیزم
بقیه زیرمطلب بخوانید/یاعلی



بقیه مطلب زیر بخوانید..خیلی جالب است

یه عکس درجه یک از احسان علیخانی...
احسان علیخانی در اتق گریم...چطوره؟؟؟






دوستت دارم” هایت را به کسی نگو
نگه دار برای خودم
من جانم را
برای شنیدنش
کنار گذاشته ام . . .
منظورم.....................
با احسان علیحانی هستم هااااااااااااااااااااااااااااا


 همگی به دیدنی برنامه ماه عسل حاج علیخانی دعوت میكنم ساعت شروع 19 و15 دقیقه/

بعداز ان هم ساعت 21 الی 21 و45 دقیقه شبكه 2  صدا سیما منو نشان میدهد باهم ببینید/یاعلی


عقـــــابــــــ هـم کـه بـاشے ،
وقتے گرفتـار قفس میشوے
پــر زدن را فـراموش میکنے ...
از طرف عمو موسی كه تنها شد




تنها دل خوشی من این ست که روزی تمام میشه

تموم میشه

برای جنازه عموموسی فاتحه مع الصلوات بخوانید تا پریكشم


امان از ادمایی که دهنشونو بی خو.د باز میکنن از
مسایلی که اطلاع ندارن از عمقش.امان!


خدایا شكرت /یاعلی مدددددددددد




 تذكر این عكس بد جوری انداخته شد عكاسی زیر پایم گرفته منو غفلگیری كردهههههههههههههههههه










دیگر این تصویر آزارمان نمی دهد!

والیبالیست های کشورمان باز هم خوش درخشیدند و تیم ملی آلمان را

 در ورزشگاه دوازده هزار نفری آزادی با برد 3 ست متوالی به زانو درآوردند...




بازیکن سابق تیم فوتبال پرسپولیس به عنوان بازیکن اخلاق لیگ دوازدهم انتخاب شد.

خبرگزاری فارس: مهدوی‌کیا بازیکن اخلاق شد

به گزارش خبرگزاری فارس، مراسم انتخاب برترین‌های لیگ دوازدهم فوتبال عصر امروز

 در تالار وحدت برگزار شد که مهدی مهدوی‌کیا، بازیکن سابق تیم فوتبال پرسپولیس عنوان

 مرد اخلاق این مراسم را به خود اختصاص داد.

مهدوی‌کیا به خاطر اخلاق جوانمردانه‌اش در مسابقات فصل قبل انتخاب شده است.

جایزه او را کریم باقری داد.


جشن ازدواج خانواده شهدا و ایثارگران/تصاویر






قدیـــــما میگفتن واســه یکی بمـیر که واســت تب کنه ،

قدیمیا چــــه پُر توقــــــع بودن ،

مــــن واســــت میمیرم پســـ♥ــــرم ولی . . . .

خُدا نکنه تـــــو تـــب کنـی (!)







با پول می شود …
خانه خرید ولی آشیانه نه ،
رختخواب خرید ولی خواب نه ،
ساعت خرید ولی زمان نه ،
می توان مقام خرید ولی احترام نه ،
می توان کتاب خرید ولی دانش نه ،
دارو خرید ولی سلامتی نه ،
خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ،
می توان قلب خرید، ولی عشق را نه …


به افتخار این هنرمند لایک فراموش نشه!!!



هی بهت میگن خلاق باش یعنی ایــــــــــــــــــــــــــن ......


 بابا عطر فطر نزدیك است بخندید دگهههههه





بهش گفتن برات خاستگار میاد

وووووی ببین چقدر نازه:)) باور نمیکنه!!!



دخترک از مادرش پرسید: مامان نژاد انسان ها از کجا اومد؟مادر جواب داد:
خداوند آدم و حوا را خلق کرد.
 اون ها بچه دار شدند و این جوری نژادانسان ها به وجود اومد.
دو روز بعد دختر همین سوال رو از پدرش پرسید.

پدرش پاسخ داد: 'خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد انسان ها پدید اومد..'

دخترک گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت:مامان تو گفتی خدا انسان ها
روآفرید ولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته ی میمون ها هستند..


مادرش گفت: عزیز دلم من بهت در مورد خانواده ی خودم گفتم
 و بابات درمورد خانواده ی خودش!


 




انتخاب عنوان کلی «آتش به جای خون» برای این مانور بود که با واکنش اعتراض‌آمیز برخی فرماندهان عملیاتی سپاه، از جمله محمدابراهیم همت روبه‌رو شد و برخی دیگر نیز، به دلیل شرایط خاص، سکوت کردند.

به گزارش بسیج پرس، مگر می‌شود کسی نام سردار خیبر را نشنیده باشد. سردار حاج محمدابراهیم همت نه تنها برای اهالی جبهه و جنگ بلکه برای تمامی افرادی که خون ایرانیت و اسلامیت در رگ‌های آنها جریان دارد چهره ماندگاری است که تا ابد در تاریخ این مرز و بوم باقیست. لطافت و مهربانی با چهره این انسان در هم آمیخته شده است.
 
با این حال در عملیات نظامی به مانند یک فرمانده عالیرتبه عمل می‌کرد و همین باعث شده بود تا بچه بسیجی‌ها عاشق سینه چاک او باشند.
 
خاطرات زیادی از ایشان نقل قول شده است. اما شاید آنچه که تا به حال کمتر مورد بررسی قرار گرفته توقیف(بخوانید بازداشت) شهید همت بوده که در این مطلب منتشر می‌شود. این خاطره در کتاب «ماه همراه بچه هاست» که به کوشش استاد عزیز گلعلی بابایی منتشر شده است:
 
 
به دلیل بروز اختلاف نظر تخصصی میان ارتش و سپاه در مورد انتخاب منطقه‌ عملیاتی والفجر مقدماتی و غالب شدن نظر فرماندهی کل سپاه، بلافاصله پس از ناکامی در این عملیات، فرماندهی نیروی زمینی ارتش، طرح انجام عملیات در محور جَبَل فوقی و جبال حَمرِین را مطرح کرد.
 
ارتش قبلا هم این منطقه را در جریان عملیات والفجر مقدماتی به عنوان جایگزین منطقه‌ فکه - چزابه پیشنهاد کرده بود. لذا، وقتی عملیات والفجر مقدماتی با «عدم الفتح» مواجه شد، فرماندهی نیروی زمینی ارتش ابتکار عمل را در دست گرفت و طرح مورد نظر خود را ارائه کرد. فرماندهان سپاه هم که به لحاظ عدم موفقیت در عملیات قبل دچار انفعال شده بودند، با وجود مخالفت‌شان با این طرح، بنا به دستور فرماندهی کل سپاه، هیچ واکنشی از خود نشان ندادند.
 
مسئله‌ بسیار مهم هنگام مطرح شدن این طرح، که با میدان‌داری فرماندهان نیروی زمینی ارتش همراه بود، انتخاب عنوان کلی «آتش به جای خون» برای این مانور بود که با واکنش اعتراض‌آمیز برخی فرماندهان عملیاتی سپاه، از جمله محمد ابراهیم همت روبه‌رو شد و برخی دیگر نیز، به دلیل شرایط خاص، سکوت کردند.
 
محسن رضایی میرقائد؛ فرمانده‌ی کل وقت سپاه، که خود در آن جلسه‌ چالش ‌برانگیز حضور داشت، درباره‌ این واقعه و تبعات آن برای همت، سال‌ها پس از ختم جنگ، گفته است:
 
«... فکر کنم قبل از عملیات والفجر یک بود، درست یادم نیست، که دیدم حاج همت آمد و به من گفت: من می‌خواهم با شما صحبتی بکنم.
 بهترین انتخاب من از برنامه ماه عسل_قسمت

 پنجم داستان واقعی نوجوان12ساله مبین عزیزم



بسم الله ارحمن الرحیم.سلام.خیلی خوش اومدین ومحبت میكنیدكه بانگاه عمیق وتیزبینتون ماروتماشامیكنین ومافقط خداروشكرمیكنم كه این افتخاروداریم كه میتونیم روبه روی شماهابشینی.دیروز درقسمت  اول برنامه راجع به قضاوت صحبت كردیم ومیخواستیم بگیم كه هرزگاهی یادمون میره كه مخلوقیم وجای خالق میشینیم وقضاوت میكنیك بدون اینكه چیزی رودرنظربگیریم وقضاوت روز گذشته ما كه درموردش حرف زدیم ازعدم درك میومد واینكه مابایداول شرایط دیگران رو بسنجیم ودركشون كنیم وبعد قضاوتشون كنیم وبعد از این صحبت های آقای علیخانی تیتراژ ابتدایی ماه عسل باصدای فرزاد فرزین پخش شد. و بعدازپخش تیتراژ آقای علیخانی گفتن كه یه عده ای برنامه مارو تیكه تیكه نگاه میكنن ونقدشون مربوط به همون تیكه س كه منصفانه نیست.  .

 

 

مادیروز درقسمت انتهایی برنامه مهمانی داشتیم كه قصاب بودن وبه خاطرحرفای من توی اون پارت خانمااز دست من شاكی شدن. مگه ما برداشتی غیراز عشق ومحبت ولطافت ازیك زن یادختر ودردرجه ی بالاتر ازیك مادر داریم ومن گفتم كه بعضی كارها زمخته براتون وخاطرتونومكدرمیكنه كه البته این هم مطلق نیست ودرآخرآقای علیخانی ازموسسه مال اعتباری ثامن الحجج تشكركردن وسپس وله ای ازمهمانان شب گذشته وحال واحوالشان پس ازبرنامه پخش شد وپس ازپخش وله آقای علیخانی گفتن كه امروزم همراهمون باشین تابریم سراغ دنیای مهمونای امروزمون و وارد دكوربرنامه شدن وبامهمانا ن به سلام واحوالپرسی پرداختن و آقاگفتن كه دیروز دم افطار حركت كردن وامروز ساعت سه به تهران رسیدن.اهل گنبد كاووس بودن واین زوج سال هفتادونه باهم ازدواج كردن ودرحال حاضر حدود 13سال اززندگی مشتركشون میگذره وخانم گفتن كه سال 80 اولین فرزندشون مبین به دنیااومده ویك دختردیگه هم دارن وشغل آقاهم طلافروشی بود كه گفتن اوایل توكارفرش بودن اما یه سال قبل از ازدواج باهمسرشون وارد شغل زرگری شدن ودرادامه گفتن كه مهریه خانمشون یك میلیون بوده كه اونم بابت شیربها بوده ومراسم عروسیشون روهم خیلی ساده برگزاركردن.

 

 

وتحصیلات هردوشون هم درحددیپلم بود. وخانم وآقاتركمن بودن وگفتن كه توی گنبد اقوام مختلفی مث ترك وآذری وسیستانی زندگی میكنن وسپس بادرخواست آقای علیخانی پیام های بازرگانی پخش شد وبعد ازپخش پیام های بازرگانی آقای علیخانی ازمهمانان برنامه پرسیدن كه دراین 13 سال زندگیتون غیر ازاین اتفاق آخری اتفاق تلخ دیگه ای هم براتون افتاده كه خانم وآقاگفتن نه! وبعدازاون آقای علیخانی گفتن كه این صندلی خالی كه این وسط هس مال قهرمان قصه ی امشب ماست و مجددا آقای علیخانی گفتن كه هنوز راجع به حرفای امروز من درمورد برنامه ی دیروز داره پیام میاد آقای علیخانی مجبورشدن حرفای اول برنامه رو مجدد تكراركنن ودنباله ی حرفای آقای علیخانی خانم گفتن كه كاربیرون ازمنزلو دوس ندارن وبه كارخونه ونگهداری ازبچه ها بیشتر علاقه مندن وبالاخره آقای علیخانی گفتن بریم برسیم به ماجرا وقصه ی این خانواده ازاین جا آغاز شد .

 

 

پدرمبین گفتن كه روز 26 خرداد ایشون رفتن تهران تا برای مغازشون طلا بخرن و توی بازاربودن كه خانمشون با گریه وفریاد زنگ میزنه ومیگه كه مبینو دزدیدن ودرادامه جریان رو تعریف كردن و گفتن كه ساعت حدودای 12 بوده كه مبین باخواهرزادشون تو حیاط مجتمع بازی میكرده وگویاتوپشون میفته توخیابون ومبینو خواهرزادشون ازمجتمع خارج میشن وبه سوپرمحله میرن كه خرید كنن وزمانی كه ازخرید برمیگردن و وارد مجتمع میشن  دونفرازیك ماشین نوك مدادی پیاده میشن ومیزنن پشت سرمبین كه مبین درهمون حالت گیجی مقاومت میكنه وخواهرزادشونم میخواسته به مبین كمك كنه كه ضربه ای به سینش میزنن وخواهرزادشونم میفته و درادامه مبین به جمعشون اضافه شد و به تعریف ادامه ی قصه پرداخت وگفت كه اوایل فك میكردم شوخیه امابعدش متوجه شدم كه میخوان منو گروگان بگیرن وازبابام پول بگیرن و پدرمبین گقتن كه 19 روز طول كشیده تامبینو برگردوندن وهریك ساعتش برام اندازه ی یك سال گذشته مادر مبین گفتن كه زمانی كه  پسرعمه مبین زنگ خونه رئو زده وگفته مبینو بردن  سریع درخونه روقفل میكن ومیان پایین وبعدبه همسرشون زنگ میزنن كه پدرمبین گفتن سریع بادربستی خودشونو به گنبدرسوندن وتو راه همش به این فك میكردن كه مبین كجاس والآن چه حالی داره .

 

 

ومبین گفت كه توی اون لحظات به هوش بوده اماچشماش بسته بوده وصورت گروگانگیرا رو ندیده وفقط برای یه مدت كوتاه اونارو دیده  وخانم گفتن كه روزی 5_6 تا قرص خواب به مبین میدادن ومبین همش تو خواب سپری میكرده ومبین گفت چیزی از حرفای اونانمیفهمیده وچندبارمیخواسته فراركنه وبه همین جهت دستاشو بادندونش باز میكنه وچشم بندشم بازمیكنه اما میدیده كه همه ی درها وپنجره هاقفله ودرادمه گفت توی اون مدتی كه گروگان بوده به خاطرات گذشتش با پدرومادر وخواهرش فكرمیكرده واین اواخرفكرمیكرده كه دیگه نمیتونه پیش خانوادش برگرده و  اوناهمش تهدیدش میكردن كه اگه تا 24 ساعت دیگه پدرومادرت پول ندن تورو به پاكستان میفرستیم تاقلب و كلیه ت رو بگیرن و مبین گفت كه میخواست انگشتمو ببرن واما دلشون سوخته ومنصرف شدن وفیلم اون لحظه رو برای پدرومادرش فرستادن. وپدرمبین گفتن كه تا 3 روز ازمبینخبری نبوده كه روز سوم یكی زنگ زده وگفته كه مبین پیش ماس و 5 میلیارد تقاضای پول كرده كه پدرمبین گفتن منم همچین پولی رو نداشتم امانمیتونستم چیزی بگم وباید میگفتم چشم  و بهشون گفتن كه اگه به پلیس اطلاع بدن دیگه بچشونو نمیبینن درحالیكه خونواده مبین ازخیلی قبل تر به پلیس اطلاع داده بودن وپلیسم راهنماییشون میكرده اما گفتن كه ازوقتی كه فیلم مبینو دیدم بریدم ومیخواستم كه پولو بهشون بدم ومامورین آگاهی هم به ایشون حق دادن و درادمه وله ای از حال مبین وخانواده اش پس از آزادی مبین پخش شد ومبین پس ازپخش وله گفت كه روز آخركاملا ناامیدبوده وتصوراینكه پلیسانجاتش بدن براش سخت بوده مبین گفت اینقدرناامید بودم كه حی به خانوادمم فكر نمیكردم وهمش به یادخدابودم وباخودش میگفته یه روزی بشه كه بابام پول بیاره كه درادامه گفت البته بابام 5 میلیارد پول نداشت وآقای علیخانی گفتن حاابرسیم به خبرخوشه كه پدرمبین گفتن پنچ شنبه تااذان صبح بیداربودن ونخوابیدن كه بالاخره سرهنگ اكبری خبرآزادی مبینو بهشون داده وآقای علیخانی ازمبین پرسدن كه فكر میكنی كه كی نجاتت داد كه مبین گفت اول خدا وبعدشم پلیس وبازهم درآخربرنامه مبین این حرفو مجددا تكراركرد وگفت آزادیم فقط به خاطر خدا .پلیس ودرآخر مردم بوده سپس آقای علیخانی ازدكورخارج شد وگفت خیلی خوب بود.خداروصدهزارمرتبه شكر وخوش به حال كسایی كه خوش خبرن ماهتون عسل ودفتر پنجم ماه عسلم با بالآمدن تیتراژ باصدای زیبای مهدی یراحی بسته شد.

 


یکشنبه شب در برنامه «ماه عسل» برای اولین‌بار در تلویزیون کودکی هشت ساله‌ توانست صاحب پدر و مادر شود..

 سلام..خبر انلاین نوشت : این اتفاق در حالی افتاد که خانواده ابراهیمی پس از 20 سال سرپرستی از میلاد، فرزندخوانده معلولشان، او را از دست دادند و حالا بعد از فوت او دیگر بهزیستی به خاطر شرایطشان راضی به واگذاری فرزندی به این دونفر نبود، اما در‌‌نهایت شاهین از طریق برنامه‌ «ماه عسل» به این دو نفر رسید..محمد پیوندی یکی از اعضای تیم‌ کارگردانی «ماه‌ عسل» درباره این اتفاق به خبرآنلاین می‌گوید: «برای این مسئله چند روز و چند شب درگیر بودیم. احسان علیخانی و خانم نوابی‌نژاد شنبه شب تا ساعت 12 شب با آقای هاشمی رئیس سازمان بهزیستی کل کشور جلسه داشتند تا ایشان راضی شود و شاهین جلوی دوربین بیاید و خانواده پیدا کند..»مچکرم از خانم نرگس بابت فرستادن این مطلب..

یوندی ادامه می‌دهد: «کسانی که از سخت‌گیری‌های بهزیستی که اتفاقاً به جا و به حق است خبر دارند می‌دانند چه اندازه حساسیت وجود دارد تا رضایت مدیران برای سرپرستی یک بچه جلب شود.»

 او درباره حال و هوای پشت صحنه برنامه یکشنبه شب می‌گوید: «علیخانی و همه ما این‌قدر قبل از برنامه دچار استرس و هیجان بودیم که نکند این اتفاق به درستی رخ ندهد و ما شرمنده مردم بشویم. خانواده‌ ابراهیمی اصلاً خبر نداشتند که قرار است شاهین فرزندشان شود و حتی قبل از برنامه ما برای اینکه شاهین و خانم و آقای ابراهیمی همدیگر را نبینند تمهیدات زیادی در نظر گرفتیم و هرکدام را به اتاقی برده بودیم تا مبادا آن‌ها با هم روبرو شوند و جذابیت برنامه و این وصل از بین برود.»او اضافه می‌کند: «این اتفاق برای اولین بار روی آنتن زنده تلویزیون افتاد و کاش ما می‌توانستیم تمام صحنه‌های بعد از برنامه را نشان بدهیم تا همه متوجه حس و حال دیروز ماه‌عسلی‌ها بشوند.»





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 2 شهریور 1392 02:24 ق.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30