تبلیغات
سربازهمت+ - حی علی العزاءحی علی البكاءفی ماتم الحسین(ع)المذبوح فی كربلاء/لایوماكیومك یااباعبدالله/روحی وارواح العالمین لك الفداءیاحسین/بیادسردارسیدشهداءجنگ دفاع مقدس سرلشگرشهیدحاج محمدابراهیم/خدایاخدایا تاانقلاب مهدی(عج)دوستان قبیله ماه عسل وحاج علیخانی محافظت بفرما...آمین یارب العالمین/درضمن...مصاحبه فرزند شهید كاظمی لطفا بخوانید
خدایا:مرا از شر دوستانم محافظت بفرما می دونم چكونه خود را در برابر دشمنانم حفظ نمایم

حی علی العزاءحی علی البكاءفی ماتم الحسین(ع)المذبوح فی كربلاء/لایوماكیومك یااباعبدالله/روحی وارواح العالمین لك الفداءیاحسین/بیادسردارسیدشهداءجنگ دفاع مقدس سرلشگرشهیدحاج محمدابراهیم/خدایاخدایا تاانقلاب مهدی(عج)دوستان قبیله ماه عسل وحاج علیخانی محافظت بفرما...آمین یارب العالمین/درضمن...مصاحبه فرزند شهید كاظمی لطفا بخوانید

جمعه 26 آبان 1391 03:03 ب.ظ

نویسنده : موسی سلامت



 


 






[http://www.aparat.com/v/v5NUn]






ای پادشاها فقیرم ، ترسم آخرم بمیرم ، کربلا را نبینم:((:((



الحسین شمع لا تطفیء





آبروی حسین به كهكشان می ارزد

یك موی حسین بر دو جهان می ارزد

گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست

گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
* امیری حسین ونعم الامیر *
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=




 








[http://www.aparat.com/v/Di7VX]









باز باران با ترانه
میخورد بر بام خانه
یادم آمد كربلا را،
دشت پرشور و بلا را،
گردش یك ظهر غمگین،
گرم و خونین،
لرزش طفلان نالان،
زیر تیغ و نیزه ها را،
با صدای گریه های كودكانه
وندرین صحرای سوزان،
میدود طفلی سه ساله
پر زناله ، دلشكسته ، پای خسته
باز باران ، قطره قطره،
میچكد از چوب محمل،
آخ باران
کی بباری برتن عطشان یاران
ترکنند از آن گلو را
آخ باران .. آخ باران


مقام الحوراء زینب علیه السلام فی كربلا المقدسه




اخطاریه به استقلالیها(تاج سابق)نزدیك قرمزنشویدپرسپولیس ارتش سزخ ایران زمین است



به وبلاگ عاشق همت وماه عسلی ها حاج علیخانی



قایق سواری رهبر انقلاب در جوانی ! ...


یری برای جمعی سخن میراند.
لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری
 از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به
 آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد
مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟









بدون شرح..............
http://www.aparat.com/v/YjasM

اسرائیل به دقت گوش کن:
مرگ در پیش روی توست .به زودی ....



.



حاج حسن مثل پدردلسوزانه مراقب مابودمطلب  حاج محمد كاظمی زیر بخوانبد

حاج حسن مثل پدر دلسوزانه مراقب ما بود

محمد مهدی كاظمی:به عنوان یكی از كسانی كه حاج حسن را دوست داشت وافتخار آشنایی با ایشان را داشتم هیچ‌وقت فكر نمی‌كردم كه روزی برسد درباره ایشان بتوانم سخن بگویم.وقتی خبر شهادت ایشان را دادند باورم نمی‌شد وهنوز نیز باور نمی‌كنم چون كه خبر شهادت ایشان برای من سخت است، به خود تلقین می‌كنم كه این اتفاق نیفتاده است وهنوز حاج حسن در بین ما است.

 

نمی خواهم بگویم كه این خبر عینا مثل خبر شهادت پدرم برای من سخت بود ولی كمتر از آن نیز نبود.  حاج حسن هروقت مرا می‌دید با مهربانی خاصی با ما برخورد می‌كرد و می‌گفت: محمد چطوری؟ هركس حاج حسن را در آن حالت می‌دید فكر می‌كرد هرگز انرژی او تمام نمی‌شود.  ما همیشه گرمای حضورشان را حس می‌كردیم، چون شهدا زنده هستند ولی ما آنها را نمی‌بینیم ومن با شهادت پدرم این نكته را با تمام وجود درك می‌كنم.

 

خاطره‌ای از ایشان به یاد دارم به هنگامی كه با شهید كاظمی وحاج حسن به كوه رفتیم و چیزی كه در كوه دیدم رابطه‌ای خارج روابط كاری وسازمانی بود و واقعا رابطه‌ای عاشقانه بود و كلماتی از سر عشق بین آنان رد وبدل می‌شد.  از كوه كه بر می‌گشتیم حاج حسن وشهید كاظمی فاصله زیادی با یكدیگر داشتند، من كنار حاج حسن بودم وپدرم ته ستون بود وشهید كاظمی فریاد می‌زدم مخلصتیم حاج حسن وایشان پاسخ می‌داد نوكرتیم حاج احمد واین صدای صمیمانه وعاشقانه در كوه می‌پیچید.

 

یا روزی می‌خواستیم پیرامون عملیات محرم (سال 79 علیه منافقین) برای سالگرد شهید كاظمی مطلبی را آماده كنیم، نخستین كسی كه به ذهنم رسید حاج حسن بود، ایشان به من گفت این كار را نكن، این منافقان نامرد هستند و می‌خواهند انتقام بگیرند وچون الان دستشان به پدرت نمی‌رسد از تو وخانواده ات انتقام می‌گیرند وباید مواظب باشید. واقعاٌ مثل پدر دلسوزانه مراقب ما بود، بالاخره ایشان درباره عملیات با ما صحبت كردند ولی بعد از پایان مصاحبه گفت فیلمها را بده و برو، من گفتم این زحمات كشیده شده تا از آن استفاده كنیم.

 

ولی ایشان آن نگرانی را مجددا ابراز كردند، آن موقع خیلی ناراحت شدم ولی بعدها دیدم ایشان چه دلسوز ونگران ما هستند كه اتفاقی برای ما نیفتد ومن به این افتخار می‌كنم. او هروقت مارا می‌دید می‌گفت: من نوكر حاج احمد بودم والان هركاری از دستم برآید برایتان انجام می‌دهم.  در سفر كوهنوردی به الموت در مسیری كه می‌رفتیم به جایی كه می‌خواستیم نرسیدیم چون تاریك شده بود وهمه جا را مه فرا گرفته بود واحتمال گم شدن ما بود، نگرانی را در چهره ایشان می‌دیدم.

 

ایشان نخستین نفر دسته بود و می‌ترسید بچه‌ها به دره بیفتند، در مسیر رفتیم تا به كلبه شكاری رسیدیم، چشمانم به ایشان افتاد كه دست درجیب خود كردند ودسته‌ای پول برداشتند وشروع به صلوات فرستادن كردند چون نیت كرده بودند كه اگر به سلامت به مقصد برسیم صدقه دهند، ایشان پس از رسیدن به مقصد گفتند برای شادی روح شهدا صلوات.

 

یك بار حاج حسن با همسرشان به منزل ما آمدند، تقریبا یك سال بعد از شهادت شهید كاظمی، همیشه می‌گفت منزل شما نمی‌آیم مگر این‌كه خبر خوبی ازفعالیتهایم برای شما بیاورم، آن شب كه آمدند فیلمی از فعالیت‌های جدیدشان برای ما گذاشتند كه واقعاٌ فعالیتهای شبانه روزی ایشان تاثیرگذار بود.

 

حاج حسن در هفته شهادت شهید كاظمی شهید شد یعنی هفت روز پس از ششمین سالگرد شهادت حاج احمد، وقتی خبر شهادت حاج حسن را شنیدم پشت فرمان بودم وبه‌شدت ناراحت ومتاثر شدم، من در مسیر بازگشت از اصفهان به تهران بودم وپس از تاكید صحت خبر در طول مسیر به‌شدت متاثر بودیم وآن لحظات برما سخت گذشت. پس از شهادت پدرم حاج حسن همواره به ما روحیه می‌داد ودر برخوردش با ما وحتی در آغوش گرفتن صمیمانه‌اش احساس می‌كردیم تنها نیستیم.

 

آخرین باری كه حاج حسن را دیدم من كمی ناراحت بودم چون برای مباحث بزرگداشت شهید كاظمی با ما همكاری نمی‌شد وداشتم این موضوع را به حاج حسن می‌گفتم تا كمی آرام شوم، ایشان به من گفت: محمد هر كسی لیاقت كار كردن برای شهید كاظمی را ندارد. حاج حسن واقعا بعد از شهادت شهید كاظمی برای من تكیه گاه بود،

 

من همیشه در حاج حسن افسوسی درباره شهید كاظمی می‌دیدم چون این دو مثل دو كبوتر عاشق همیشه با هم بودند وحاج حسن پس ازشهادت حاج احمد یك غمی در چهره‌اش بود، حاج حسن معتقد بود حاج احمد بعد از شهادتش هست وحضور دارد وحاج حسن نیز كارهای ایشان را ادامه می‌داد و می‌گفت ما ایستاده‌ایم تا كارهایی را كه حاج احمد به ما گفته انجام دهیم.


*فرزند شهید كاظمی

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 7 خرداد 1392 10:59 ق.ظ